محمد معصوم البكري ( نامى )

مقدمه 4

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

و بسيار جاى تاسف است كه هيچ كتاب تاريخ قبل از تسخير سند بر دست عرب بما نرسيده ، به اين نتيجه كه تأريخ اين سرزمين قبل از فتح محمد ابن قاسم در پردهء استتار مانده ، الّا برخى احوال از حكومت رايان و برهمنان كه بطور افسانه‌اى در چچنامه مذكور است . و بعد از فتح اسلام است كه ما در ميدان تاريخى پا مىگذاريم ، و آن هم براى صد و پنجاه سال كه در اثناى اين مدت گماشتگان بنى أميه و بنى عباس يكى بعد ديگرى آمده ملك سند را از جانب خلفاء در تحت تصرف خويش داشته‌اند . و ليكن متأسفانه أحوال ايالت اين نائبان نيز بجز چند اشاراتى كه در كتب تأريخ عربى موجود است بطور رضايت بخش يافت نمىشود . درين زمينه دو مؤرخ عربى أعنى البلاذرى ( المتوفى 279 892 ) مؤلف فتوح البلدان و اليعقوبى ( المتوفى 284 897 ) مؤلف تأريخ اليعقوبى مستثنى هستند . سابق الذكر يك فصل عليحده بر فتح سند در كتاب مستند خود آورده و مؤخر الذكر نيز تقريبا همان بيان باختصار و تغيير قليلى تقرير كرده . بعلاوهء اين ، سياحان و جغرافيه نويسان عرب و متعرب مانند اصطخرى و مقدسى و مسعودى اسماى شهرهاى قديم سند را ذكر كرده‌اند ، اما بواسطهء مرور زمان و تداول كتّاب صورت اكثرى از آنها چنان مسخ شده است كه هويّت و استخراج آنها از حد امكان بيرون است . اولين تاريخ جامع كه در فتح بلاد سند در زبان تازى تأليف شده كتابى بود كه أبا عن جدّ در ميراث قاضى اسماعيل بن على الثقفى قاضىء بكر آمده ، و از روى آن نسخه على بن حامد بن ابى بكر كوفى در حوالى سنه 613 ه ( مطابق 1216 م ) تأليف خود « منهاج المسالك المعروف به چچنامه » در زبان فارسى ترجمه نمود . از ان جائى كه نسخهء اصلىء عربى از بين رفته كه باز يافت آن متعذّر است ، چچنامهء فارسى أولين تاريخ سند است كه بدست ما رسيده ،